خرید بک لینک
به هوای تو من تو خیاله خودم بی تو پرسه زدم منو برد به همان شبی که به چشای تو زل میزدممن به دنیای تو با این احساس ناب عادت کردم بعد از آن شب سرد هر نگاه تو را عبادت کردمبعد از آن همه زخم که به جان من افتاد تو به تسکینه دله یار دگر بودیآه که نبودت به من آتشه جان زد سوختم از این عشق که تو را بی وفا کردمن شدم آن کس که روم پی مستی قلبه مرا تو شکستیدل به تو دادم که غمم برهانی نشوی تو هم آن کس که به درد بکشانیکاش که شود که باز که یه روز تو بیایی و بمانيحال که دگر که مرا تو نخواهی تو بگو چه کنم که هوایت برهد ز سرمتو ندانی که خود که تمامه منی تو همانی که من نتوانم از یاد ببرمبعد از آن همه زخم که به جان من افتاد تو به تسکینه دله یار دگر بودیمن به جان بخریدم که بمیرمو اما برسی به کسی که به آن دل داده بودی , دلداده بودیبه هوای تو من تو خیاله خودم بی تو پرسه زدمآه که نبودت به من آتشه جان زد سوختم از این عشق که تو را بی وفا کردمن شدم آن کس که روم پی مستی قلبه مرا تو شکستیدل به تو دادم که غمم برهانی نشوی تو هم آن کس که به درد بکشانیکاش که شود که باز که یه روز تو بیایی و بمانی

برچسب: نویسنده: سام جعفری تاريخ: دوشنبه 23 بهمن 1396 ساعت: 9:29

صفحه بندی